محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

279

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و همه علتهاى ممكن ، به او بازمىگردد و همه غايات جزئى ، از او سرچشمه مىگيرد و اگر او نبود ، همه‌چيز در سراپرده عدم بود . ( و الرّادع أناسيّ الأبصار عن أن تناله أو تدركه ) منظور از « رادع » در اين‌جا ذات مقدس خداوند است كه به‌هيچ‌وجه شناختنى نيست . خردها از راه آفريدگان و آثار او به وجود او پى مىبرند . ( ما اختلف عليه دهر فيختلف منه الحال ) خداوند قبل و بعدى ندارد و در همه چيز اثر مىگذارد و از هيچ‌چيز اثر نمىپذيرد . پس چگونه ممكن است اوضاع و احوال در او اثر گذارد ؟ ( و لا كان في مكان فيجوز عليه الانتقال ) خداوند پيش از زمان و مكان بوده است و همه مكانها براى او يكسان است . پس چگونه ممكن است از جايى به جاى ديگر منتقل شود ؟ ( و لو وهب ما تنفّست عنه معادن الجبال و ضحكت عنه أصداف البحار من فلزّ اللّجين و العقيان و نثارة الدّر و حصيد المرجان ما أثّر ذلك في جوده و لا أنفد سعة ما عنده و لكان عنده من ذخائر الإنعام ما لا تنفده مطالب الأنام ) معادن در دل كوهها و زمين و اعماق درياها وجود دارند . خداوند ، اگر تمام چيزهاى گرانبها را در خشكى و دريا ببخشد ، چيزى از گنجينه‌هاى وى كاسته نمىشود : « آنچه پيش شماست تمام مىشود و آن‌چه پيش خداست پايدار است و قطعا كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آن‌چه عمل مىكردند پاداش خواهيم داد . » « 1 » ( لأنّه الجواد الّذي لا يغيضه سؤال السّائلين و لا يبخله إلحاح الملحّين ) هنگامى كه از ما كمك خواسته مىشود ، خشمگين و ناراحت مىشويم و اگر كسى كه از ما

--> ( 1 ) . ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » نحل / 16 : 96 .